شاید یه راهی باشه

دفتر شعر من
بایگانی

فریاد زمان

شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ

درخلوت خود نشسته بودم زوری

فارغ ز خیال و فکر و هر مقصودی

حاکم شده بود بس سکوتی شیرین

گربود عدم صدای آهنگینی

نخورده می چوگویی هفت خطم

سر و فکر و دل و دستم همه مست

صدای حزن آن ساعت دیوار

همه سرمستی ام را داد برباد

بگفتا : که ای خیره سرِ سرخوشِ مست

من فریاد زنم تو گویی آهنگین است؟!

گفتم : ز چه فریاد؟ مگردیوانه شدی؟

یا که آسایش خلق را بازیچه شدی؟

هردم شنوم صدای تیک تاکت را

برهم زده خلوت دل و جانم را

آهنگ صدا،یا که فریاد، حرفی نیست !

درپشت نقاب هیچ کدام خیری نیست

اشباع شده تار و پودم همه از شر

کم کن،برسان خیر، که سخت محتاجم

گفتا: که هر تیک تاک من خیری عظیم است

اما چه سود وقتی که تعبیرش به گوش ت یاسین است ؟

دانی ز بنگاه سیبی برزمین ماوا گرفتا

علم فیزیک هم از پی اش بلوا گرفتا

هستی درختی پر ز سیب های زمان است

هرثانیه اوفتد ولی عاقل کجا هست ؟

باز کن ، بازکن پنجره اندیشه را

تا که حل گردی دراین ثانیه ها

" آزمودم عقل دور اندیش را

بعد از این دیوانه سازم خویش را "



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۳
وحید صادقی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی